مرتضى مطهري

495

يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي )

من چو مرغ اوجم ، انديشه مگس كى بود برمن مگس را دسترس چون ملالم گيرد از سفلى صفات برپرم همچون طيور الصّافات حافظ درباره اينكه ذكر خدا تمركز خاطر و حضور نفس مىدهد ، مىگويد : حضورى گر همى خواهى از او غايب مشو حافظ متى ما تلق من تهوى دع الدنيا و اهملها در جاى ديگر مىگويد : صبا به تهنيت پير مىفروش آمد كه موسم طرب و عيش و ناز و نوش آمد هوا مسيح نفس گشت و باد نافه گشاى درخت سبز شد و مرغ در خروش آمد تنور لاله چنان برفروخت باد بهار كه غنچه غرق عرق گشت و گل به جوش آمد به گوش هوش نيوش از من و به عشرت كوش كه اين سخن سحر از هاتفم به گوش آمد ز فكر تفرقه بازآى تا شوى مجموع به حكم آن كه چو شد اهرمن سروش آمد 7 . مولوى درباره شناخت خود واقعى و اينكه او كانون لذت و بهجت است نيز مطالبى دارد . از آن جمله مىگويد : راه لذت از درون دان نز برون احمقى دان جستن از قصر و حصون آن يكى در كنج زندان مست و شاد وان دگر در باغ ترش و بىمراد در تخطئه كسانى كه لذت را از باده و مستى و بيخودى مىخواهند كه در واقع آن فرار از خود است ، مىگويد :